سلام
علاقه ومحبت شدیدی که سابقابه تو ابرازمی کردم
دروغ وبی احساس بود در حقیقت نفرت من به تو
روزبه روز بیشتر می شودوهرچه بیشترتورامی شناسم
به بدی تو بیشتر پی بردم
این احساس درقلب من جای می گیرد که باید
از هم جدا شویم ودیگربه هیچ وجه حاضر نیستم
روزی شریک زندگی توباشم وگرچه عمردوستی ماکوتاه بود ولی
در همین مدت کوتاه توانستم به طبیعت فرومایه وهوس های انی تو پی ببرم
بسیاری از خصوصیات تو برایم روشن گردیدومطمئنم اگردوستی بیشتری بین ماسربگیرد تمام عمررا
باپشیمانی خواهیم زیست.اگرافسانه جدائیهااخرش جدایی است پس ماهم جدا از هم
خوشبخت خواهیم بود.حالا لازم است که بگویم
این موضوع را هرگز فراموش مکن و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمی نویسم وچقدرناراحت کننده است که اگر
باز هم درصدد دوستی با من باشی بنابراین ازتومی خواهم از من جداشوی و
جواب نامه را ندهی چون تو راسرای ممنوع از
دروغ و تظاهر و خالی از
عشق و محبت هستی.من تصمیم دارم برای همیشه
تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش نمایم چون به هیچ وجه نمی توانم
راضی شوم که دوستت بدارم و شریک غم های تو باشیم
حالا اگر می خواهی به حقیقت درونم پی ببری و احساسم را نسبت
به خودت بیابی از تو تقاضا می کنم این نامه را بار دیگر یک خط درمیان بخوان
قربانت خداحافظ...
|
+| نوشته شده توسط
بهزاد در چهارشنبه هفتم شهریور 1386
|